همیشه از کسایی که درباره ی ایران و سیستم هاش ناله می کنن بدم می اومد .و خودمم هیچ وقت دوست نداشتم که اینجوری باشم.ولی فکر کنم که الان خودمم هم به این وضع افتادم به قول یکی از استادام به زرناله افتادم .نمی دونم که این استرس ها آخر سر منو می کشن یا من روی اونا رو کم میکنم.(از اون جایی که اصلا یه این مسایل تکنولوژی فکر اعتقاد ندارم و حتی از دکتر آزمندیان هم متنفرم که درد مردم رو به جای اینکه هل کنه بهشون توهم می ده که مشکلی ندارن .در صورتی که در روانشناسی غلط ترین کاره .آخه یکی نیست بگه برو به همون کار مهندسی مکانیک ات برس .یه گل رز مسخره هم همیشه دستش .)
نمی دونم الان خودم دارم چی کار می کنم .هر 4 روز یه بار 3 دقیقه می آم اینترنت . از آدم های راکد که روزاشون مثل همه بدم می آد ولی الان من زیادی از راکدی خارج شدم؛ ای کاش راکد بودم ولی آرامش فکری داشتم.خودم باورم نمی شه که موسیقی و کلاساشو گذاشتم کنار .سازمو که گوشه دیوار می بینم اشکم در می آد. حتی وقت نمی کنم کتاب بخونم و از اون بدتر فیلم ببینم.همه چیزمو دارم وقف کنکور می کنم .کنکوری که با 250 تا تست می خوان دانش ما رو بسنجن.تستی که ثابت شده میمون ها هم می تونن بزنن. چرا ما اینقدر تو زمینه ی آموزشی بدبختیم .2 روز در هفته سر کار 3 روز دانشگاه و 3 روز دیگه ام رو هم استادام و مادر و پدرم با کلاس های موسسه ی فوق العاده بی نظم پارسه پر کردن.نمی دونم شاید تقصیر خودم بود که یه روز 3 ساعت از فواید استاداش تو خونه تعریف کردم که فرداش از موسسه گفتن بیا پرینت درسات رو بگیر .همیشه درس خوندن رو به هر کار دیگه ایی ترجیح دادم. خیلی جالبه که حتی نمی تونم ازا ون 10 درصدی که به شاگرد اولا می دن استفاده کنم .چون هنوز فارغ التحصیل نشدم.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعضی وقتا می گم آخه واسه اینا می خوای درس بخونی .ولی چی کار کنم هیچ کاری اندازه ی خوندن برام لذت بخش نیست .ای بابا چقدر نالیدم اه اه
Memories of a Geisha
این فیلم از اون دسته فیلم هایی است که من خیلی خوشم می آد.داستان فیلم با این جمله شروع می شه:
A story like mine should never be told , for my world is as forbidden as a fragile.
فیلمی در ژاپن و با حضور هنرپیشه های ژاپنی درباره ی بدبختی هایی که بعضی دختر ها و ژن ها مجبورند تحمل کنند .تنها به این خاطر که راه دیگه ایی ندارند.
واما در فرهنگ ژاپن گیشا معنی خاصی داره و اونم اینه که:
Geisha are not prostitute
They are not wife
They sell their skin, not their body
They create another secret world
A place of beauty
The very word geisha means artist
And to be a geisha is to be judged as the moving work of art.
Marquis de Sade
خیلی راجع به این مردک دیوانه شنیده بودم ولی اصلا فکر نمی کردم اینقدر دیوانه بوده.واقعا خوب کردن کلمه ی "سادیسم" را از اسم این زنجیری گرفتن.
فکرکنم یک روش جدید برای شکنجه دادن انسانها اینه که اونها را وادار کنند کتاب “120 Days of Sodom “
رو بخونن. .من که نتونستم .به خاطر تعاریف فراوانی که از هوش و ذکاوت این آدم شنیده بودم و اینکه نثر فوق العاده ایی داره 30 صفحه تحمل کردم ولی خوب بعد انداختمش توی این سطل های مکانیزه شهرداری.
The Marquis de Sade (1740-1814), was born in a palace and ended his life in asylum.
His only desire is to inflict pain for pleasure, especially sexual pleasure. Words like sadism, sadist, sadistic are taken from his name.
Sade lived the same life he wrote of. In The 120 Days of Sodom he list 600 'passions' ranging from the mere shocking to murder. If you are rich and powerful enough these pleasures are for the asking (that’s why I say he is really mad). Sade was not so rich and powerful. When he cut up the prostitute Rose Keller he was arrested, charged and subsequently goaled. Sade picked up Rose Keller, Easter Sunday 1768, a few years earlier he had physically abused prostitute Jeanne Testard and indulged in 'horrible impieties' (October 1763). Police warned
. Several more incidents became public knowledge, four prostitutes engaged in
Now the only question that annoys me is that: Was he an evil genius? A man who carves up a prostitute for his own sexual gratification is evil whether she consented or not. But on the other hand : His writings indicate he was a genius.
شایدم بهتره که بگم اگه از بیماری روانی رنج نمی برد و موضوعات بهتری برای نوشتن انتخاب می کرد , از بزرگترین نویسنده های قرن 18 فرانسه می شد.
جالب اینه که فیلم اش هم هست.البته اون موقع که این فیلم را ساختن کشیش هاو روحانیون مسیحی پخش فیلم را ممنوع کردن و خیلی از سینما ها را آتش زدند .
البته هنوز فیلم و کتاب " 120 روز سودوم" جزو فیلم و کتاب های ممنوعه اند ولی خوب قدرت خدا همه چی تو این خیابان انقلاب پیدا می شه.